آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٣ - شاهكارهاى ادبى - فاطمى سيد حسن

شاهكارهاى ادبى
فاطمى سيد حسن


علما و نويسندگان گذشته در تدوين آثار خود از فنون بلاغى بهره فراوان مى بردند. لااقل كتابهايشان را با خطبه اى مسجع آغاز مى نمودند و گاه علاوه بر سجع, فنون متعددى را مراعات مى كردند و مقيد بودند نامى مسجع براى كتاب خود انتخاب كنند. ليكن در زمان ما اغلب صناعات ادبى به فراموشى سپرده شده و حتى رعايت سجع در نام اثر ـ كه از مهمترين اجزاى كتاب است ـ رو به فراموشى است.
در اهميت صناعات ادبى همين بس كه اين فنون در قرآن كريم, فراوان آمده و پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) در سخنانشان از اين صناعات استفاده مى كردند. چه بسا در قرآن و كلمات معصومين(ع) فنونى به كار رفته كه هنوز ادبا و دانشمندان موفق به كشف آنها نشده اند و برخى از آنها, مانند اعجاز عددى قرآن, در سالهاى اخير كشف شده كه در علم بلاغت سابقه نداشته و هنوز نامى براى آن نهاده نشده است.
برخى فنون بلاغى, جذابيت فراوانى به كلام مى دهد و جاذبه از مقوله هايى است كه نبايد از نظر دور داشت. شهيد مطهرى كلامى دارد كه بخوبى نمايانگر اهميت صناعات ادبى است:
يك عامل اساسى (از عوامل ظاهرى طبيعى) براى اينكه على(ع) در دنيا نمرد اين بود كه على سخنانى دارد در نهايت زيبايى. (نهج البلاغه) واقعاً نهج البلاغه است. دشمن هم دلش مى خواهد سخنان على را ضبط و حفظ كند.١
علت محفوظ ماندن بسيارى از آثار گذشتگان ـ كه برخى از آنها در اين نوشتار معرفى مى شوند ـ به سبب به كارگيرى فنون و صنايع ادبى در تدوين آنهاست.
برآن شديم منابعى را كه در آنها فنونى به كار رفته كه مى توان عنوان (شاهكار ادبى) بر آنها نهاد, گردآورى كنيم تا سنت استفاده از صنايع ادبى احيا و الگويى باشد براى آنان كه ذوق خلق آثارى از اين قبيل دارند و از سوى ديگر سختكوشى و تلاش گذشتگان بيشتر نمايان گردد.

* * *
توشيح
صناعتى است كه در اول, وسط يا آخر سطرهاى منظوم يا منثور, حروف و كلماتى بياورند كه چون آنها را با يكديگر جمع كنيم, كلمه يا كلامى ديگر به دست آيد. در اين صناعت در قالب يك متن چند عبارت وجود دارد. چنانچه اگر حرفهاى اول مصراعهاى دو بيت زير در يك جا جمع شود, نام (محمد) درست مى شود:
من بر دهنت به موى بستم دل تنگ
حاصل ز لبت نيست برون از نيرنگ
من با تو و تو با من مسكين شب و روز
دارم سر آشتى تو دارى سر جنگ
١. عنوان الشرف الوافى, اسماعيل بن ابى بكر مقرئ (م٨٣٧ق) مكتبة اسامة, دار الروائع, ١٤٠٧ق.
مؤلف, پنج رساله در پنج علم را در قالب يك متن آورده است. به اين صورت كه متن اصلى, يعنى سطرهاى افقى, فقه است و اگر حروف اول سطرها در ادامه هم خوانده شود, رساله اى پيرامون علم عروض و در صورتى كه حروف آخر سطرها در امتداد هم خوانده شود, رساله اى پيرامون علم قافيه خواهد شد. دو ستون نيز در وسط سطرها با خطوط عمودى مشخص شده كه يكى پيرامون تاريخ و ديگرى پيرامون نحو است.
در مقدمه اى كه در آغاز كتاب به قلم عبدالله انصارى نگاشته شده, مؤلف به عنوان مبتكر اين فن خوانده شده, اما چنانكه در ادامه بيان خواهيم داشت, سالها قبل از وى, چنين صناعتى در ميان فارسى زبانان رواج داشته است.
٢. تذكرة العنوان فى علم النحو والعروض والميزان, فرج الله بن محمد حويزى (معاصر شيخ حر عاملى), خطى, كتابخانه آيت الله گلپايگانى, ذريعه, ج٤, ص٤١.
متن اصلى نحو و دو ستون ديگر درباره منطق و عروض است. وجه تسميه اين كتاب ـ چنانكه شيخ حر عاملى در امل الأمل مى گويد ـ اين است كه در مجلسى از كتاب عنوان الشرف الوافى, كه از آثار عامه است, سخن به ميان آمد و حاضرين از شنيدن ويژگيهاى چنين كتابى به شگفت آمدند. لذا شيخ فرج الله قبل از ديدن عنوان الشرف الوافى اين كتاب را نگاشت.٢
٣. المعجم فى معايير اشعار العجم, شمس الدين محمد بن قيس رازى (قرن هفتم هجرى), تصحيح محمد قزوينى, چاپ سوم, ١٣٦٠, ص٣٩٥ .
در اين صفحه ابياتى آورده شده كه اگر حروف آخر مصرعهاى اول و حروف اول مصرعهاى دوم و همچنين كلماتى كه در وسط جدا گرديده, در ادامه هم خوانده شود, اشعارى فارسى و عربى استخراج مى شود.
عبدالله انصارى در مقدمه كتاب عنوان الشرف الوافى, مؤلف آن, اسماعيل مقرئ را به عنوان مبتكر صناعت توشيح معرفى كرده است و برخى ديگر اين سخن را پذيرفته اند. ليكن قبل از اسماعيل مقرئ, چنين فنى در زبان فارسى رايج بوده است. هنوز هم در ادبيات عرب نامى بر اين صناعت نهاده نشده٣ و براى معرفى كتابهايى كه اين فن در آنها به كار رفته, مى گويند به شيوه عنوان الشرف الوافى نوشته شده است.
اما كتاب المعجم فى معايير اشعار العجم كه بيش از يك قرن قبل از ولادت اسماعيل مقرئ و به فارسى تدوين شده, تحت عنوان توشيح, علاوه بر توضيح اين فن, نمونه هايى از آن را آورده است.
حتى نمونه اى كه در صفحه ٣٩٥ ذكر شده, عجيبتر از اثر اسماعيل مقرئ است. زيرا علاوه بر اينكه منظوم است, هر دو زبان فارسى و عربى در آن به كار رفته, ليكن كتاب عنوان الشرف الوافى, نثر و تماماً عربى است.
٤. شرف العنوان لاهل الزمان, فرج الله بن محمد حويزى (معاصر شيخ حر عاملى), ذريعه, ج١٤, ص١٨٠.
يك متن حاوى چهار رساله است; به اين صورت كه سطرهاى افقى فقه است و نويسنده در سه ستون ديگر پيرامون كلام, آيات الاحكام و احاديث احكام به بحث پرداخته است.
٥. خطبه, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م١٣٥١ق).
در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال ١٣١٩ق به چاپ رسيده است. مؤلف اسس الاصول اين خطبه را براى كتابى پيرامون اصول عمليه ـ كه در صدد تأليف آن بوده ـ نگاشته است.
سطرهاى افقى پيرامون اصول است. اما پنج ستون ديگر, در صورتى كه حروف آنها عمودى خوانده شود, شامل علم كلام, فقه, منطق, نحو و صرف خواهد شد.
٦. النفحة المسكية والتحفة المكية, جلال الدين سيوطى, اتمام در سال٨٦٩, كشف الظنون, ج٢, ص١٩٦٩ و بغية الوعاة, ج١, ص٤٤٤.
اين كتاب نيز همانند عنوان الشرف الوافى نگارش يافته, پيرامون نحو, بديع, معانى, عروض و تاريخ است.
٧. التحفة السنية, عبدالله وصاف, تهران, مكتبة الصدر.
اين كتاب, عجيبتر از موارد ديگر است; زيرا علاوه بر پرداختن به موضوعات بيشتر, غير از عربى, زبانهاى فارسى و تركى نيز در آن به كار رفته است.
نويسنده در يك متن به بيان هفت موضوع پرداخته است. به اين صورت كه متن اصلى فقه است و ستونى كه از حروف و كلمات اول سطرها تشكيل شده پيرامون فلسفه, ستون دوم راجع به منطق, ستون سوم كلام, ستون چهارم نحو, ستون پنجم داستان فارسى و ستون ششم داستان تركى است.
٨. شرف العوالى, احمد بن محمد بن طُنبل شغرى (م٨٨١ق), الاعلام, ج١, ص٢٢٠.
پنج رساله پيرامون پنج علم در قالب يك متن نگاشته است.
٩. دُرّ الحبب فى تاريخ اعيان حلب, رضى الدين محمد بن ابراهيم, دمشق, ١٩٧٣, ص٧٨٩.
قصيده اى از عبدالرؤوف يعمرى مصرى (م٩٦٢ق) آورده شده كه در آن, صناعت توشيح به كار رفته است. حذف
حذف صناعتى است در نظم و نثر كه يك يا چند حرف در آن به كار نبرند.
الف ـ حذف حروف منقوط
١. القطرة من بحار مناقب النبى والعترة, سيد احمد موسوى مستنبط, نجف, ١٣٧٨ق. ج٢, ص١٧٩.
خطبه اى خالى از نقطه از حضرت على(ع) آورده شده است. آغاز:
الحمد لله الملك المحمود, المالك الودود, مصوّر كل مولود, ومال كل مطرود, ساطح المهاد, وموطل الاطواد, ومرسل الامطار, ومسهل الاوطار, عالم الاسرار ومدركها, ومدمر الاملاك ومهلكها, ومكور الدهور ومكررها, ومورد الامور ومصدرها.
١١. مناقب آل ابى طالب, محمد بن على بن شهرآشوب, قم, انتشارات علامه, ج٢, ص٤٨.
خطبه بى نقطه ديگرى از حضرت على(ع) كه تنها آغاز آن باقى است:
الحمد لله اهل الحمد ومأواه, وله اوكد الحمد واحلاه, واسرع الحمد واسراه, واطهر الحمد واسماه, واكرم الحمد واولاه….
١٢. سواطع الالهام, ابوالفيض فيضى, چاپ اول, هند, لكهنو, ١٣٠٦ق. اتمام آن در تاريخ ١٠٠٢ق.
اين كتاب شامل تفسير تمام سوره هاى قرآن مى باشد كه حروف نقطه دار در آن به كار گرفته نشده است. آغاز:
احامد المحامد ومحامد الاحامد لله مصعد لوامع العلم وملهم سواطع الالهام, مرصِّص اساس الكلم ومؤسّس محكم الكلام, مرسل الكلام سهماً سهماً اصالح الحصص واكامل السهام, محدِّر السور كلاماً كلاماً صالحاً للمصالح والمهمام.
در پايان از صفحه٧٧١, خاتمه اى به قلم سيد عبدالرزاق, همچنين از صفحه ٧٧٥ به قلم ابوالحسن مودى محمد نگاشته شده كه بدون نقطه است.
١٣. اسس الاصول, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م١٣٥١ق), ١٣١٩ق.
مباحث اصولى در اين كتاب در ٢٤٧ صفحه آورده شده كه حروف منقوط در آن به كار نرفته است. آغاز:
اوّل الكلام, اسمه الملك العالم العلام, احمده حَمد حُمِد, اَمدحُه مدح مُدِح, الحمد له على الحمد له, والمدح له على المدح له, حمداً لاحصر له ولاحدّ, ولامدّله ولاعدّ, مدحاً عدد الرمل والحصا, لاامدله ولااحصا.
١٤. قاعدة حمل الشئ على الصحيح وتنزيهه عن القبيح, جمال الدين شريف كرمانى (م١٣٥١ق) ١٣٢٠ق, تاريخ تأليف در سال ١٣٢٠ق. آغاز:
اُحلّل الكلام, لاداء اسم الله الملك العلاّم, احمد محموداً كرّم مداد العلماء, على دماء السعداء, مألوهاً كل رهط والهه, مولى الورى والهه, حمداً علا على السماء, وملا ملا الاعلى.
١٥. درر الاعلال, محمد دهكائى, تاريخ تأليف در سال ١٣٧٢ق. آغاز:
الحمد لله المكور للصادر الاول, والمسهل لمصادر العلم والعمل, محوّل الاحوال ومكسرها, مصور العوالم ومصدرها, مالك ملك السماء وماعداه, ومعلم علم الاسماء وماسواه, مكمل صور ولد آدم, ومالك ملوم الدهر والعالم.
١٦. درر النظيم فى رسم تحية وتسليم, محمد باقر خوانسارى اصفهانى (م١٣١٣ق) صاحب روضات الجنات.
نويسنده در آغاز اين كتاب, خطبه اى بى نقطه آورده است. آغاز:
الحمد لله الملك المالك المحمود, والواحد الصمد المصمود, اهل الحمد ومسدد العهود, واصل العدل ومحدد الحدود, حمداً هو مدد الاعوام والاحوال مسلسل ممدود, وعدد طلال الامطار ورمال الصحور معدود.٤
١٧. خطبه حسديه, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م١٣٥١ق).
اين خطبه در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال ١٣١٩ق به چاپ رسيده است. آغاز:
الحمد لله معلم السماء, ومعلّم الاسماء, والسلام على اول طلعٍ طلع, وعلى اسرار العوالم اطّلع, وعلى صهره محط رحاله, ومحل سرور حاله, وعلى اولاده مادوّر السماء, وكرّر المساء.
١٨. القصايد الخمسة الامامية, محمد حسن بن محمدولى ارومى, ذريعه, ج١٧, ص٨٥. آغاز:
لعمر او دائى لود وسائل
وماحام حول الود الا الاكامل
وكل الى حلّ المسائل مائل
اكأس المدام المرطعما معادل
١٩. قصيده بى نقطه سنجر ديوانه, آينه پژوهش, شماره٢٢, صفحه١٧. آغاز:
دلا مگرد دگر گرد دهر و درهم و مال
كه درهم آمده و مال دهر هر دو ملال
مدام دام طمع اهل حرص را دارد
ملول در طمع كام هر حرام و حلال
٢٠. قصيده بى نقطه قطره اصفهانى در مدح محمود ميرزا, آينه پژوهش, شماره٢٢, ص١٧, به نقل از مجمع الفصحا, ج٢, ص٨٨٨. آغاز:
كه رسم عدل درآورد در همه عالم
كه كرد در همه عالم رسوم عدل علم
كرم كه كرد درم كاسه [كاسه] گاه عطا
عطا كه كرد گهر كوه [كوه] گاه كرم
٢١. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, شيراز, كتابفروشى هدايت, چاپ دوم, ص١٢١.
قصيده بى نقطه از شرف الدين فضل الله قزوينى. آغاز:
امام و سرور و صدر ممالك اسلام
صلاح ملك و ملل مالك ملوك كرام
ملك محامد و آدم دم و محمد اسم
على مراسم و كرّار علم و سعد سهام
٢٢. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص١٢٢.
قصيده بى نقطه در مدح حضرت على بن موسى الرضا(ع). آغاز:
سرور هرمس دها داور دارا علم
مالك ملك عطا عالم علم كرم
عدل و كرم را مطاع داد و دول را معاد
عالم علم اله حاكم ملك حكم
٢٣. قصيده بى نقطه از وصال شيرازى. آغاز:
مدح سالار امم مدح مرا داده قلل
سرّ داور اسدالله امام اول
آدم و هود و رسول احمد صالح كردار
ملك مهر همال و ملك ماه محل٥ ٢٤. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص١٢٠.
قصيده بى نقطه از بدرالدين جاجرمى (م٦٨٦). آغاز:
كه كردگار كرم مرد وار در عالم
كه كرد اساس مكارم ممهد و محكم
عماد عالم عادل سوار ساعد ملك
اساس طارم اسلام و سرور عالم
٢٥. آينه پژوهش, شماره٢٢, ص١٨, به نقل از مخزن الانشاء (چاپ سنگى), ص١٢٩.
نامه اى بى نقطه از ميرزا عبدالوهاب معتمدالدوله, متخلص به نشاط, خطاب به ناصرالدين شاه. آغاز:
گرد درگاه داور دارا همال, مهر كرم هلال علم, ملك الملوك عالم, مالك الملك ممالك ساحل ورطه مهالك, واسطه سلك اعوام و دهور, محرّك ادوار ماء وحور.
٢٦. ديوان رفعت سمنانى, به كوشش نوح, چاپ مطبوعاتى نيكپو, ص١١. خطبه اى بى نقطه از رفعت سمنانى. آغاز:
سر لوح اسرار, و اول هر كار, حامد حمد محمودم كه عروس كلام گوهر اساس را در حرم اهل دل محرم آورده و مدام علم آدم را در كئوس كرام آدم دور دمادم داده هر ماه و هور را مهره مهر او در طاس دل.
٢٧. مقامات حريرى, مقامه٢٨ (سمر قندية). آغاز:
الحمد لله الممدوح الاسماء, المحمود الالاء, الواسع العطاء, المدعوّ لحسم اللأواء, مالك الامم, و مصوّر الرمم, واهل السماح والكرم, ومهلك عادٍ و ارَم, ادرك كل سرٍ علمه, ووسع كل مصر حلمه.
٢٨. مقامات حريرى, مقامه ٤٦ (حلبية). آغاز:
أعدِد لحسّادك السّلاح
واورد الآمل وِرد السَّماح
وصارم اللهو ووصل المها
واعمل الكوم وسمر الرِّماح
٢٩. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م١٢٨٧ق), مقامه١٥ (رملية). آغاز:
الحمد لله الصمد
حال السرور والكَمَد
الله لا اله الاّ
الله مولاك الاحد ب ـ حذف الف
٣٠. القطرة من بحار مناقب النبى والعترة, سيد احمد موسوى مستنبط, نجف, ١٣٧٨ق. ج٢, ص١٧٦.
خطبه اى بدون الف از حضرت على(ع). آغاز:
حمدت من عظمت منته, وسبغت نعمته, وسبقت رحمته غضبه, وتمت كلمته, ونفذت مشيئته, بلغت قضيّته, حمدته حمد مقر بربوبيته, متنصل من خطيئة, متفرّد بتوحيده, مؤمل منه مغفرة تنجيه, يوم يشغل عن فصيلته وبنيه.
٣١. منظومة فى آداب الشريعة والحكم المرعية, سيد جعفر بن حسين موسوى خوانسارى (م١١٥٨).
اين كتاب كه در فقه و بعضى مباحث ديگر سروده شده, در ابيات آن, حرف الف به كار نرفته است و همراه با كتاب مبانى الاصول, تأليف ميرزا محمد هاشم چهارسوقى اصفهانى در سال ١٣١٧ق به چاپ رسيده است. اگرچه در اينجا تنها ٨٩٠ بيت از آن آمده, اما مرحوم شيخ آقا بزرگ در ذريعه ج٢٣, ص٥٨ تعداد ابيات آن را نزديك به سه هزار بيت ثبت كرده است.
نسخه خطى اين كتاب در كتابخانه آيت الله نجفى تحت عنوان القصيدة الميمية الخالية من الالف داراى حدود ٦٥٠ بيت است. آغاز:
الحمد لله رب العالمين والصلوة والسلام على سيدنا محمد وآله الطاهرين اجمعين
تنشّمتُ فى قصدى بخير تنشُّم
وبدّيتُ منظومى بذكر معظّم
فَبَسملتُ فى قيدوم نظمى ومنطقى
تبرّكتُ من فورى بخير مقدَّم
مرحوم آيت الله سيد محمد حسن خوانسارى, برادر بزرگتر مرحوم آيت الله سيد احمد خوانسارى منظومه جدش را با چند بيت بى الف چنين توصيف كرده است:
حبيبى لو لم تصطبر عند شدّة
عليك بخوض فى مقول كمعنم
وكن عند خوض فى وصيفى بصيرة
بحق عظيم جدّ مكرّم
فقد جدّ جدّى فى خلوّ مقوله
ومنظومه من كل حرف مقدّم
فخلّده ربّى رضى فى نعيمه
وحصّنه من شرّ يوم عرمرم٦
٣٢. منهاج المعارف, سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, مقدمه از سيد احمد روضاتى, ١٣٥١ش. ص١٣٩.
منظومه بى الف در مدح حضرت على(ع) از سيد ابوالقاسم رياضى خوانسارى (م١٣٨٠ق). آغاز:
نزد حيدر شير حق يعنى على
كه وليّ گرديده در نصّ جلى
هم نخستين مرد در گفت فصيح
بعد پيغمبر بوعظش چون مسيح
٣٣. منهاج المعارف, سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, مقدمه از سيد احمد روضاتى, ص١٤٢.
منظومه بى الف در ردّ قائلين به وجوب عينى نماز جمعه از سيد محمود بن عبدالعظيم موسوى خوانسارى. آغاز:
ببسملة صدّرت قولى فنحمد
بحمد يفوق حمد من ظلّ يحمد
نصلّى نسلّم خير رسل ومرسل
وفخر ذوى تركيب وهو محمد
٣٤. درر النظيم فى رسم تحية وتسليم, محمد باقر خوانسارى اصفهانى (م١٣١٣ق), صاحب روضات الجنات.
نويسنده پس از اتمام خطبه خالى از حروف منقوط, ديباچه اى خالى از الف آورده است. آغاز:
فقد كنت عن قديم دهرى, عتيق عمرى, منذ ميزت بين شرّ وخير, وعرفت نفع نفسى من خير, لم يزل يحدثنى فكرتى, ويحرصنى ملكتى, ويهجس فى ضميرى, يمر بقلبى, ويخيل فى روعى.٧
٣٥. لغت نامه دهخدا, ذيل واژه (حذف), ابياتى بى الف آورده است. آغاز:
زلفين برشكسته و قد صنوبرى
زير دو زلف جعدش دو خط عنبرى
دو لب عقيق و زير عقيقش دو رسته در
نرگس دو چشم و زير دو نركس كل طرى ٣٦. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, ص١٢٣.
قصيده اى بى الف از رشيد الدين وطواط. آغاز:
خسرو ملك و ملك بخش كشور گير
كه ز خلقش بعدل نيست نظير
قصر مجد و شرف بدوست رفيع
چشم فضل و كرم بدوست قرير ج ـ حذف حروف منقوط و الف
٣٧. خطبه اثنى عشرية, جمال الدين محمد شريف كرمانى (م١٣٥١ق).
اين خطبه زيبا در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى, در سال ١٣١٩ق به چاپ رسيده و تنها دوازده حرف بى نقطه در آن به كار برده شده است. لذا نويسنده نام خطبه را اثنى عشريه نهاده است. آغاز:
حُمده وِرد وَرَدَ و رَدَّ كلّ وِردٍ مطهّر, ومدحه وَرد وَرَدَ و رَدَّ كلَّ وَردٍ معطّر, حمده مُسكِر وسُكَّر سَكَرَ سُكرَ محمود, ومدحه رَوحُ روحٍ رَوحَ ممدود, هو ممدوح وَحدَه وحدُّه حمدُ كلٍّ له كُلَّه, وسَمِّ حَمدَ كُلِّ محمودٍ حُمِدَ له حَمدَ له. د ـ حذف الف و راء
٣٨. مدارج البلاغه در علم بديع, رضا قلى خان هدايت, صفحه١٢٤. آغاز:
قد من شد چو دو زلف نجم دوست نجم
دل من شد چو دو چشم دژم دوست دژم
دل دژم گشتم و قد چفته و زين گونه شود
ديده چون چشم دژم بيند و زلفين نجم هـ ـ حذف حروف عاطل (بى نقطه)
٣٩. خطبه منقوشيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م١٣٥١ق).
اين خطبه در پايان كتاب اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال ١٣١٩ق به چاپ رسيده كه تنها حروف نقطه دار در آن به كار است. آغاز:
تَشبَّث بيقين ينتج نتيجةً تُتقِن, ثَبِّت خشيةً يَتُبُّ تُبَّ قِنٍّ, ذُنِبَ ذَنب تُب فَخَبَّت, خُذ ذَنَبَ تقنيتٍ فَقَنِّت, جَنّب جَنبَ قبضِ فيضٍ يُنفَق, بَغِّض بُغضَ شفيقٍ تُشفَق.
٤٠. مقامات حريرى, مقامه٤٦ (حلبيه). آغاز:
فَتَنَتنى فَجَنَّنَتنى تَجَنّي
بِتَجَنٍّ يَفتَنُّ غِبَّ تَجَنّي
شَغَفَتنى بِجَفنِ ظبيٍ غضيضٍ
غَنِجٍ يَقتَضى تَغَيُّضَ جَفني
٤١. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م١٢٨٧ق), مقامه١٥ (رمليه). آغاز:
بشجيٍّ يبيت فى شَجَن
فِتَن ينتشِبنَ فى فِتَن
شَيِّق تَيِّق تَجُنِّبَ في
نَفَقٍ ضيِّقٍ بَقِيَ فَفَني و ـ عاطل العاطل
به عبارتى اطلاق مى شود كه در آن علاوه بر حروف معجم, حروفى هم كه نام آنها نقطه دارد به كار نرفته است. بنابراين در آن نه تنها از حروف نقطه دار استفاده نشده, بلكه حروف الف, سين, عين, كاف, و ميم, نيز به كار نرفته است. زيرا اگرچه خود اين حروف, عاطل (بى نقطه) است, اما نام آنها نقطه دارد.
٤٢. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه١٥ (رمليه). آغاز:
حول درٍّ حلَّ وَرد
هل له للحُرّ وِرد
لحَصورٍ حُلوِ وَصلٍ
وِردُه للصحو طَرد انعكاس
صناعتى است در نظم و نثر كه مى توان جملات را از انتها به ابتدا نيز خواند.
٤٣. خطبه معكوسيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م١٣٥١ق).
در پايان كتاب (اسس الاصول) تأليف شريف كرمانى به چاپ رسيده است. آغاز:
سبحان رب حَلَم و مِلح برِّنا حُبس, سكَّن اِن رمانا وانّ امرنا نُكِس, عَفِّر لمحمودٍ ومَحمَل رَفَعَ, عمّل مالك وفرحاً روّد دور احرف وكلام لَمَعَ, انّما شاع وربح رهط طهُر وحَبَر وعاش امناً, اَنصِح ابداً وسَوِّ ادباً حصناً.
٤٤. مقامات حريرى, مقامه١٦ (مغربيه). آغاز:
اُس ارملا اذا عَرا
وَارعَ اذا المرءُ اسا
أَسنِد اخانباهةٍ
اَبِن اخاءًدَنَّسا
٤٥. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه٢٠ (بصريه). آغاز:
قمر يفرط عمداً مُشرِق
رَشَّ ماءً دمع طرفٍ يَرمُقُ
قُرطُه يَفدى جلاه ايمن
من مياه الجيد فيه طُرُق خيفاء
صناعتى در نظم و نثر است كه يك كلمه معجم و كلمه اى ديگر بى نقطه باشد.
٤٦. مقامات حريرى, مقامه٦ (مراغيه). آغاز:
الكرم ثبّت الله جيش سعودك يزين, واللّؤم غَضَّ الدّهرُ جَفنَ حسودك يشين, والاورع يُثيب, والمُعور يُخيب والحلاحل يُضيف, والماحل يُخيف, والسمح يُغذي, والمحك يُقذي.
٤٧.مقامات حريرى, مقامه٤٦ (حلبيه). آغاز:
اِسمَح فبثُّ السماح زين
ولاتُخِب آملاً تَضَبَّف
ولاتُجِز رَدَّ ذى سؤالٍ
فنَّنَ ام فى السؤال خَفَّف
٤٨. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه١٥ (رمليه). آغاز:
ظبية ادماء تُفنى الأملا
خَيَّبَت كلَّ شجيٍّ سألا
لاتفى العهد فتشفينى ولا
تنجز الوعد فتشفى العِلَلا رقطاء
هرگاه در نظم يا نثر, كلماتى آورده شود كه يك حرف منقوط و حرفى ديگر بى نقطه باشد, به اين صناعت رقطاء گويند.
٤٩. مجمع البحرين, ناصيف يازجى, مقامه١٥ (رمليه). آغاز:
ونديم بات عندى
ليلةً منه غليل
خاف من صنع جميل
قلتُ لى صبر جميل
٥٠. مقامات حريرى, مقامه٢٦ (رقطاء). آغاز:
اخلاق سيّدنا تُحَبُّ, وبِعَقوَتِهِ يُلَبّ, وقربُه تُحَف, ونأبه تَلَف, وخُلَّته نَسَب, وقطيعته نَصَب, وغُربُه ذَلِق, وشُهبُه تأتلق, وظَلفُه زان, وقويمُ نهجِهِ بان. تصحيف
آن است كه دو لفظ در يك عبارت, كه حروف آنها بدون در نظر گرفتن نقطه ها همانند است, اما در نقطه با هم اختلاف دارند.
٥١. مقامات حريرى, مقامه٤٦ (حلبيه). آغاز:
زُيِّنَت زينب بقدٍّ يَقُدُّ
وتلاه ويلاه نهد يَهُدُّ
جندها جِيدُها وظرف وطرف
ناعس تاعس بحدٍّ يُحَدُّ
٥٢. خطبه منقوشيّه, جمال الدين شريف كرمانى (م١٣٥١ق).
اين خطبه در پايان اسس الاصول, تأليف شريف كرمانى در سال ١٣١٩ق, به چاپ رسيده كه علاوه بر حذوف حروف بى نقطه, صناعت تصحيف هم در آن به كار رفته است. آغاز:
تَشَبَّث بيقين ينتج نتيجةً تُتقِن, ثبِّت خشيةً يَتُبُّ تُبَّ قِنٍّ, ذُنِبَ ذَنب تُب فخبَّت, خُذ ذَنَبَ تَقنيتٍ فَقَنِّت, جَنِّب جَنبَ قبضِ فيضٍ يُنفِق, بَغِّض بُغضَ شفيقٍ تُشفَق.
تشريع
آن صناعتى است در نظم كه هر بيت داراى دو قافيه است و بر هر كدام كه توقف گردد معنى كامل است.
٥٣. جواهر البلاغة, احمد هاشمى, بيروت, دار احياء التراث العربى, چاپ دوازدهم, صفحه ٤٠٦. آغاز:
يا خاطب الدنيا الدنية انها
شرك الردى وقرارة الاقذار
دار متى مااضحكت فى يومها
ابكت غداً تبّاً لها من دار
ابيات فوق را به صورت زير نيز مى توان خواند:
يا خاطب الدنيا الدنيّة
انها شرك الردى
دارمتى مااضحكت
فى يومها ابكت غدا جناس ملمّع
صناعتى است در نظم كه تمام حروف يك بيت يا يك مصرع, منقوط و تمام حروف بيت يا مصرع ديگر غيرمنقوط باشد.
٥٤. مجمع البحرين, ناصيف يازجى (م١٢٨٧ق), مقامه١٥ (رمليه). آغاز:
اَسمرُ كالرمح له عامل
يُغضى فَيَقضى نَخِب شَيِّق
مسك لماه عاطر ساطع
فى جنّةٍ تشفى شجٍ يَنشَق ماده تاريخ
٥٥. قصيده معجزيه, ميرزا محمد صادق متخلص به ناطق.
تذهيب گنبد حضرت معصومه(س) در سال ١٢١٨ پايان يافت و ميرزا محمد صادق اين قصيده را در مدح حضرت معصومه, توصيف گنبد و… سرود كه عدد هر مصراع طبق حروف ابجد ١٢١٨ مى شود.
اين قصيده در اطراف صحن عتيق آستانه حضرت معصومه(س) با كاشى نوشته شده است. آغاز:
اين قبّه گلبنى است بزيور برآمده
يا پاك گوهريست پر از زيور آمده
اين دوحه ايست كامده از جنّت العلا
يا كوكبى است سعد منور آمده٨
نامه اى است كه تمام كلمات آن داراى حرف (سين) و در عين حال سجع در آن رعايت شده است. سينيه
٥٦. الرسالة السينية, ابومحمد قاسم بن على حريرى (م٥١٦), المكتبة التجارية الكبرى, ١٣٢٦.
در پايان مقامات حريرى چاپ شده است. آغاز:
باسم السميع القدوس استفتح, باسعاده استنجح, سيرة سيدنا الاسفهسلاّر السيد النفيس سيّد الرؤسا, سيف السلاطين حرست نفسه, واستنارت شمسه, واتّسق انسه, وسَبَق غَرسه.
در پايان مقامات حريرى چاپ شده. نامه اى است كه تمام كلمات آن داراى حرف (شين) و سجع نيز در آن مراعات شده است. شينيه
٥٧. الرسالة الشينية, ابومحمد قاسم بن على حريرى (م٥١٦), المكتبة التجارية الكبرى, ١٣٢٦. آغاز:
بارشاد المنشى, انشى, شُغَفى بالشيخ شمس الشعراء ريشَ معاشه, وفَشار ياشه, واَشرَقَ شِهابه, واعشوشَبَت شِعابه, يُشاكل شَعَفَ المنتشى بالنشوى, والمرتشى بالرشوى.پاورقي: ١. فلسفه اخلاق, شهيد مطهرى, انتشارات صدرا, چاپ هشتم, ص١٠٥. ٢. امل الأمل, شيخ حر عاملى, تحقيق سيد احمد حسينى, دارالكتاب الاسلامى, ج٢, ص٢١٥. ٣. (توشيح) در ادبيات عرب در معناى ديگر مصطلح است. ٤. النهرية, محمدباقر خوانسارى, اصفهان, ١٣٣٧ش, مقدمه سيد احمد روضاتى, ص١٢. ٥. اين قصيده را يكى از فضلا براى اينجانب خواند. ٦. مناهج المعارف, مير سيد ابوالقاسم جعفر موسوى خوانسارى, ١٣٥١ش, مقدمه سيد احمد روضاتى, ص١٤٢. ٧. مقدمه النهرية, ص١٣. ٨. متن كامل اين قصيده در كتاب تاريخ قم, محمد حسين ناصر الشريعه, دارالفكر, ص٨٤ ـ ٨١, آمده است.